|
|
|
|
|
وقتی که به کانون سندرم دان رفتم ؛ پدر و مادرهایی را دیدم که با قوت و اراده فراوان ، وقت زیادی را صرف آموزش و همراهی با کودک معلول ذهنی شان می کنند ، کودکان توانمندی که این روزها برای معرفی آنان از اصطلاح " بچه های آهسته گام " استفاده می شود . سندرم دان dawn syndrome نوعی اختلال ژنیتکی است یعنی تفاوتی در ژنتیک این بچه هاست و بنابر این قابل درمان نیست ، مردم عادی در سلولهای بدنشان 46 کروموزوم دارند اما این بچه ها 47 کروموزوم اند . در واقع هنگامی که سلول جنسی ماده یا همان تخمک از دو قسمت شدن سلولهای اولیه در تخمدان ها در حال تشکیل شدن است و کروموزوم های سلول اولیه برای دو قسمت شدن نصف می شوند ، کروموزوم شماره21 در بعضی موارد در بدن مادر نصف نمی شود در نتیجه سلول جنسی ماده تشکیل شده به جای آنکه 23 کروموزوم داشته باشد ، 24 کروموزوم دارد . این تخمک در لقاح با اسپرم 23 کروموزومی سلول جنین با 47 کروموزوم تشکیل می دهد همه ما به طور طبیعی 23 کروموزوم را از مادر و 23 کروموزوم را از پدر می گیریم تا 46 کروموزومی باشیم اما این کودکان 24 کروموزوم از مادر دریافت می کنند . سندروم دان از همان ابتدای تولد با شکل صورت که کاملا گرد است ، گوش های پایین تر از معمول و چشم های کشیده و کف دست ها که خطوط کمی دارد ؛ قابل تشخیص است . دکتر ساحل همتی متخصص اعصاب و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران که به صورت داوطلبانه به بچه های کانون سندروم دان خدمت می کند به ما گفت : به طور معمول یک نوزاد از هر 800 نوزادی که به دنیا می آیند به سندروم دان مبتلا هستند ، این احتمال یک به 800 بعد از آن 30 سالگی مادر بیشتر می شود و به این علت پزشکان مادران باردار 30 سال به بالا را به منظور تشخیص زود هنگام این اختلال برای ازمایش های خاص می فرستند .دکتر همتی با بیان این که 80 درصد مراجعان کانون بانوانی هستند که زیر 30 سالگی باردار و صاحب فرزند سندروم دانی شده اند تاکید کرد : کتاب های جدید پزشکی همه توصیه می کنند امروز دیگر همه مادران چه زیر 30 سال و چه 30 سال به بالا را در 3ماه نخست بارداری برای انجام سونوگرافی و آزمایش های خونی مربوط به سندروم دان ارجاع دهیم تا در صورت تشخیص جنین زیر 3 ماهگی سقط شود . پدر مهیار کودک 7 ساله ای که از لاهیجان به کانون آمده بود ؛ گفت : از وقتی مهیار در سن 4 سالگی به مهد کودک عادی رفت در همه زمینه ها بسیار پیشرفت کرد . پدر مهیار تاکید کرد : نیاز مهیار و مهیارها امروز این است که با کودکان عادی باشند ، با آنان آموزش ببینند و بازی کنند زیرا کودکان سندرم دان از محیط می آموزند و آموزش برای آنها اهمیت زیادی دارد . تقاضای اصلی والدین این کودکان هم در کانون پذیرفتن این بچه ها در مهد کودک ها و مدارک عادی بود آنها می خواستند سازمان بهزیستی و وزارت آموزش و پرورش این موضوع را قانونی کند . وقتی به کودکان سندرم دان در کلاس های کانون مثل کلاس موسیقی و کلاس سفالگری نگاه می کردم در مقابل خودم نوع پاکی از خلقت خداوند را می دیدم اگر برای " بچه های آهسته گام " فضای آموزشی را مناسب مهیا کنیم انان هم می توانند زندگی اجتماعی طبیعی داشته باشند آن روز مهیار سوره های زیبایی را از قرآن مجید می خواند ، سرود می خواند ، محمد کاسه و گلدانهای سفالی زیبایی می ساخت و مینا و حسین و مرضیه به شکلی بسیار زیبا ساز می نواختند . آنها نمونه هایی از کودکان سندرم دان آموزش دیده بودند ، آن روز به من ثابت شد که این بچه ها هنرمند می شوند و مثل ارشام می توانند قهرمان باشند .آرشام 31 سالش است و تاکنون دو بار یکی در ایرلند و دیگر در تونس در مسابقات المپیک استثنایی در رشته شنا به مقام دوم رسیده است ، دیوارهای کانون پر بود از عکس های هنرمندی و قهرمانی آرشام و دیگر بچه های سندرم دان .
منبع: www.down.blogfa.com
|
نظرات ()
محمد شیرعلی شهرضا که از دانشجویان ممتاز دانشگاه صنعتی شریف و متولد سال 1365 بود دانشجوی نابغه دانشکده علوم ریاضی دانشگاه صنعتی شریف که دانشجوی نمونه کشوری سال 86، دارنده رتبه اول جشنواره جوان خوارزمی در سال 85 و پژوهشگر ممتاز انجمن رمز ایران بود. در طول دوره کارشناسی خود
موفق به ارایه 80 مقاله علمی در کنفرانسهای بینالمللی شد و 13 مقاله چاپ شده در مجلات معتبر علمی پژوهشی داشت و یک اختراع ثبت شده نیز از خود به جا گذاشت. او درسال 1385 به عنوان پژوهشگر جوان ممتاز انجمن رمز ایران در مقطع کارشناسی برگزیده شد و در دومین کنفرانس بینالمللی ایکتا 2006(ICTTA 2006) به عنوان جوانترین محقق انتخاب شد وهمچنین در یازهمین کنفرانس بینالمللی انجمن کامپیوتر ایران(CSICC2006) به عنوان جوانترین محقق برگزیده شد. این دانشجوی فقید یک کتاب به عنوان «آموزش الگوریتمها» تألیف کرد و همچنین 2 بخش برای دایره المعارف
Encyclopedia of Mobile Computing&commerce و کتاب
Handbook of on secure Multimedia Distribution
را نوشته است.
زمینههای تحقیقاتی مورد علاقه وی نهاننگاری اطلاعات، برنامهنویسی تلفن همراه وسیستمهای تفکیک کاربران انسانی از ماشین بود. وی چندی پیش بر اثر ناراحتی ستون فقرات درگذشت. آیا محمد شیر علی شهرضا لحظه ای خود را اسیر درد و رنجی کرده بود که تمام عمر گریبانگیر او بود؟ اگر چنین کرده بود آیا از این عمر کوتاه اما پرثمروی خبری بود؟

نظرات () چطور عمل می کنیم؟ همانطور که می اندیشیم.
اعتقادات ما در قدم اول از والدین، معلمین، همسالان، تلویزیون و
رسانه ها نشات می گیرد. وقتی سنمان کم است فکر می کنیم
بزرگترهایمان بیشتر از ما می دانند به همین خاطر به هرچه که می گویند
اعتماد می کنیم. اما هرچه سنمان بالاتر می رود، دیگر خودمان اعتقادات و
باورهایمان نسبت به دنیا را شکل می دهیم. اما کمی از ته نشین اعتقادات
دوران کودکی در ما می ماند. گاهی اوقات بدون اینکه خودمان خبر داشته
باشیم درونمان لانه می سازند.
برخی باورهای نادرست در والدین و انتقال آنان به فرزندانشان و ادامهء این چرخهء معیوب ، تنها با کمی تفکر در کارها و برنامه ها و صحبتهای به ظاهر کوچک و پیش پا افتاده، می توانند اصلاح شوند و نگرشی نو در همه، بویژه فرزندان ایجاد کنند.
در زیر به برخی از این باورها و اعتقادات اشاره می کنیم. آیا این
اعتقادات را در خودتان می بینید و اگر دیدید سعی کنید آنها را تغییر دهید.
1. اگر در چیزی شکست خوردی، فردی مغلوب هستی!
این باور معمولاً در مدرسه و در روزهایی که می خواهیم وارد
بزرگسالی شویم، شکل می گیرد. تشویقمان می کنند که به هر قیمتی که شده
موفق شویم. من اگر شکست بخورم، که بسیار هم پیش می آید، دوباره تلاش
می کنم، اینقدر آن را امتحان می کنم تا بالاخره موفق شوم. اگر باور
داشته باشید که اگر در کاری شکست بخورید، فردی شکست خورده هستید، یعنی همه
آدم های دنیا شکست خورده هستند. اجازه ندهید چنین باوری شما را از زندگی
عقب بیندازد. یک باور جدید جای آن بگذارید.
2. تا وقتی خراب نشده، چرا باید عوضش کنیم؟
منظورم عوض کردن به منظور عوض کردن نیست. درمورد ارتقاء وسایل،
فرایندها و ... صحبت می کنم. برای حرکت کردن با سرعت زندگی ما نیاز به تغییر
داریم و خیلی وقت ها با کسانی برخورد می کنید که مخالف تغییر هستند. تا
می توانید از چنین افرادی دوری کنید. اگر می بینید چیزی را
می توانید ارتقاء دهید، معطل نکنید.
3. به اندازه کافی برای اینکار استعداد نداری!
هیچ کس در دنیا تا زمانیکه کاری را شروع نکرده، مهارت کافی برای
آن را ندارد. اگر می خواهید کاری را انجام دهید فقط کافی است که شروع کنید.
از اینکه ممکن است در برای تحصیل در رشته حسابداری نتوانید وارد دانشگاه شوید
استرس به خودتان راه ندهید، فقط کافی است شروع کرده و تلاش کنید تا به آن دست پیدا
کنید. اینترنت خیلی بیشتر از آنچه که در دانشگاه یا مدرسه به شما یاد می دهند
اطلاعات دارد پس فقط کافی است که دنبالش باشید.
4. برای امتحان کردن یک کار تازه دیگر پیر
شده ای!
متوسط امید به زندگی در کشورهای پیشرفته، برای مردها 75 و برای زنان 79
سال است. مطمئن باشید این عدد تغییر خواهد کرد و خیلی زود این سن به 100 سال خواهد
رسید. این یعنی ما هیچوقت برای شروع کردن یک کار جدید پیر نیستیم. امتحان کردن یک
کار تازه بهترین راه برای فعال نگه داشتن مغز و بالا بردن انگیزه برای زندگی است.
مردم ما انتطار دارند تا 75 سالگی عمر کنند، و فکر می کنید چه اتفاقی
می افتد؟ تا همین سن بیشتر عمر نمی کنیم! اگر انتظار داشته باشیم که تا
100 سالگی زنده بمانیم، مطمئناً تغییرات بیشتری در زندگیمان ایجاد می کنیم و
کمتر خودمان را منحصر به زمان می کنیم. امتحان کنید.
5. دیگران شما را کنترل میکنند.
این شما هستید که خود را کنترل می کنید نه هیچ چیز دیگری. هیچکس
در این دنیا شما را کنترل نمی کند، این شما هستید که نیروی درونتان را کنترل
می کنید. شما برای زندگی به هیچکس و هیچ چیز جز خدا نیاز ندارید، پس
زندگیتان را کنید و سرنوشتتان خود رقم بزنید.
6. شما به حساب نمی آیید.
این واقعیت که زنده اید نشان می دهد که فرد خاصی هستید. اگر
می خواهید فردی خاص و خارق العاده باشید، باید تلاش کنید. تک تک ما
استعداد خاصی داریم که از آن بی خبریم و هنوز کشفش نکرده ایم. برای
اینکه ببینید واقعاً به چه چیز علاقه مندید، همه چیز را امتحان کنید. من
واقعاً به تغییر اعتقاد دارم. مجبور نیستید همه عمرتان یک کار را انجام دهید. سبک زندگیتان
را بارها و بارها تغییر دهید تا راهی را پیدا کنید که دوست دارید.
7. دنیا به دور تو نمی چرخد!
کل دنیا فقط درمورد شماست. هر فرد در این سیاره دنیای جداگانه ای
دارد که در دستان خودش است. طوری که شما دنیا را می بینید با
طوری که من می بینم متفاوت است و نگرش من هم با یک نفر دیگر متفاوت است.
پس دنیا مربوط به شماست. حالا بگویید برای تغییر دنیا چه می خواهید بکنید؟
8. هیچ کس تو را باور ندارد.
من تور را باور دارم اما نظر من هیچ ارزشی ندارد، نظر هیچ کس
ارزشی ندارد. سعی کنید خودتان را باور کنید و نیازی نداشته باشید که کسی دیگر
باورتان کند. به محض اینکه خودتان، خودتان را باور کردید، بقیه هم باورتان خواهند
کرد اما شما به باور آنها نیازی نخواهید داشت.
9. هیچوقت نمی توانی آنقدر پول دربیاوری!
من این حرف را بارها شنیده ام. شما دقیقاً به همان اندازه که از
خودتان انتظار دارید پول درخواهید آورد. اگر من به خودم بگویم که هیچ راهی نیست
بتوانم این مقدار پول را دربیاورم، مغزم هم به دنبال راهی برای به دست آوردن آن
مقدار پول نخواهد گشت. اما اگر اینقدر قاطع باشم که این مقدار پول را به دست
بیاورم، مغزم راهی برای به دست آوردن آن پیدا خواهد کرد.
10. در این مورد هیچ کاری از دستت برنمی آید!
مزخرف است! شما می توانید هر جنبه از زندگیتان را که بخواهید
تغییر دهید. بعضی ها هیچ وقت این باور را کنار نمی گذارند و واقعاً
خجالت آور است. زندگی واقعاً سخت است و دل شیر می خواهد برای تغییر آن
پیش قدم شوید اما بدانید که از عهده آن برمی آیید. باید بدانید که چه
می خواهید و برای رسیدن به آن چه قدم هایی باید بردارید.
نظرات ()
نظرات () با استعانت از خداوند متعال از ابتدای آبان ماه سال 90 خدمات روانشناسی کودک در شهر قزوین نیز ارائه می شود.
این خدمات شامل:
*- مشاوره به والدین در زمینه انواع مشکلات کودکان : بیش فعالی ، پرخاشگری، ناخن جویدن، شب ادراری، مشکلات افت تحصیلی و نیز ناتوانی های یادگیری و...
*- مشاوره و انجام کار ذهنی با کودکان کم شنوا
*_ مشاوره و انجام کار ذهنی با کودکان کم توان ذهنی: سندرم داون، اوتیسم، فلج مغزی و انواع آسیب های مغزی
تلفن تماس مرکز قزوین : 3681089 _ 0281
تلفن تماس مرکز تهران : 44209322 _ 021
نظرات ()
نظرات () "برخورد صحیح با مشکلات رفتاری فرزندانمان"
اگر چه والدین امروزی از نظر تحصیلات و اطلاعات در مقایسه با گذشته نمونه اند ولی هنوز پرسش های زیادی وجود دارد. وقتی بچه ای همیشه از سرویس مدرسه جامی ماند، یا هر چه دلش می خواهد می پوشد و گوشش به حرف کسی بدهکار نیست، شما به عنوان مادر یا پدر چه باید بکنید؟ راهکارهایی که اینجا مطرح می شود در مورد بعضی از بچه ها جواب می دهد و در مورد بعضی ها هم نه. بعد از مطالعه مطلب از میان راهکارها یکی را انتخاب کنید و به مرحله عمل برسانید البته با صبر و حوصله، و انتظار نداشته باشید خیلی زود جواب بگیرید چه بسا روشهایی هستند که در برابر آنها ابتدا کودک حالت تدافعی به خود می گیرد و بدتر می شود اما به مرور زمان به حالت عادی برمی گردد. مطمئن باشید فقط فرزند شما مشکل ندارد بلکه همه بچه ها با والدین در روشهای تربیتی مشکل دارند. با توجه به اینکه همه افراد یک جور نیستند و موقعیت ها نیز منحصر به فرد است پس برای حل مشکل یک راه حل قطعی و مستقل وجود نخواهد داشت.
گاهی شما به عنوان مادر یا پدر راه حلی بهتر از کارشناسان پیدا می کنید. یادتان باشد مشکلات یک شبه حل نمی شود.
اگر کودکی کاری را تا به حال انجام نمی داد اما حالا یک بار حتی از روی اکراه انجام می دهد او را خیلی تشویق کنید زیرا این نشانه یک پیشرفت واقعی است. به جای مأیوس شدن از دست نیافتن به انتظارات زیاد خود، از پیشرفت های کوچک و تدریجی کودکتان خوشحال باشید. شما و همسرتان باید در مورد مشکلتان صحبت کنید و هر دو تصمیم به اصلاح اخلاق فرزندتان بگیرید. اگر حرفی می زنید هر دو با هم توافق داشته باشید، طبق تجربه، والدین خیلی زود خسته می شوند و بچه ها این را می دانند. اگر والدین مقاوم نباشند بچه ها به خواسته های آنها احترام نمی گذارند و خود را موظف به انجام وظایف محوله نمی دانند.
سعی کنید رفتار عمومی فرزندتان را با دید مثبت نگاه کنید. برخی رفتارهای او از دید شما آزاردهنده است. پس از همه رفتارهای او ناراضی نباشید. وقتی روی یک خصوصیت ناپسند او کار می کنید و در حال اصلاح آن هستید به او اطمینان دهید که دوستش دارید. هرگز تحسین را در مورد کودکان، کم ارزش تلقی نکنید. کودک در هر مرحله سنی که باشد تمایل شدیدی دارد که والدینش او را بپسندند. تربیت در نظر بعضی از والدین فقط تنبیه است ولی واژه تربیت درواقع به معنای تعلیم و پرورش، شامل مجموعه ای از روشهای مثبت و منفی است. تربیت صحیح آن است که وقتی فرزند شما نیم نگاهی به شما می اندازد تا مطمئن شود عملی که انجام داده درست است یا غلط، به او توجه کنید یا وقتی در حال تلفن زدن کودکتان می خواهد مکالمه شما را قطع کند و با شما صحبت کند. تربیت صحیح آن است که به او توجه نکنید. اما اگر دیدید که تصمیم گرفت منتظر تمام شدن مکالمه شما شود، بهتر است به او توجه کنید و نگاهی مهربان به او بیندازید.
وقتی کودکی روی موضوع خاصی پافشاری دارد به او بگویید که قصد لجبازی دارد و شما به آن اهمیت نمی دهید. از آن دسته والدینی نباشیم که وقتی از کودکمان عمل خوبی سر زد آن را به سادگی و بدیهی تلقی کنیم و هیچ واکنشی نشان ندهیم ولی برعکس هر وقت عمل بدی از او سر زد تمام اشتباهاتش را به رخ او بکشیم. انتقاد همراه با تشویق نتایج بهتری به بار می آورد. کودک می خواهد که شما به او توجه کنید. اگر دیدگاه شما منفی باشد او از راه های منفی به هدفش می رسد اما اگر شما روی نکات مثبت تمرکز کنید در مقابل، رفتارهای خوب بیشتری دریافت خواهید کرد زیرا در این حالت کودک با رفتارهای مثبت سعی در جلب توجه شما خواهد داشت.
رفتار کودک را تحسین کنید نه شخصیت او را. همچنان که وقتی از او انتقاد می کنید شخصیت او را زیر سؤال نبرید. به جای این که به او بگوییم خیلی بچه بدی هستی می توان گفت: «من از طرز حرف زدن تو خوشم نمی آید.»
مؤثرترین راه برای آموزش رفتار خوب ، شکل دادن رفتار با تحسین است. این روش تربیتی باید به طور مداوم استفاده شود تا رضایت شما را از رفتارهای جدید فرزندتان نشان دهد. خیلی خوب است یادداشتی از کارهای روزانه کودک تهیه کنید و در انتهای روز این یادداشت را به او نشان دهید. این کار روش خوبی برای صحبت کردن در مورد وقایع هر روز است و با این کار هر دوی شما احساس خوبی خواهید داشت.
هر چند وقت یک بار مخصوصاً در روزهایی که یادداشت پر از کارهای خوب می شود او را تشویق کنید یا هر چه که دوست دارد برایش تهیه کنید و عنوان کنید که این جایزه کارهای خوب است. اگر دیدید تعریف های شما را نادیده می گیرد ولی بعداً در رفتار خود آن را تکرار می کند دریابید که ستایش مؤثر بوده است. همیشه از یک شیوه برای انتقاد استفاده نکنید مثلاً یک بار یادداشتی را در کیفش بگذارید و از یک رفتار بدش شکایت کنید.
یکی دیگر از راه های مؤثر در برطرف کردن رفتارهای آزاردهنده نادیده گرفتن آنهاست. در این روش احساس می کنید که درواقع کاری برای بهبود وضعیت انجام نمی دهید اما بعداً درمی یابید که با نادیده گرفتن، رفتار ناشایست ترک می شود. برخی از والدین، این روش را دوست دارند و می توانند به طور مؤثری از آن استفاده کنند اما برای برخی به علت پایین بودن ظرفیتشان، این روش فقط فشار روانی و تنش را زیاد می کند. اگر شما هم چنین احساسی داشتید از این راه صرفنظر کنید. اگر تصمیم گرفتید که در مورد یک رفتار از روش نادیده گرفتن سنجیده استفاده کنید به هیچ وجه به آن واکنش نشان ندهید. چه زبانی و چه غیرزبانی. وقتی کودک همان رفتار را انجام می دهد با حرکات صورت به او اشاره نکرده، حتی نگاهش نکنید. وانمود کنید که متوجه او نیستید. می توانید اتاق را ترک کنید یا رویتان را به سمت دیگری برگردانید تا وقتی که او به عملش ادامه می دهد شما نیز این روش را ادامه دهید. این خود نوعی توجه است. به او لبخند نزنید. زیرا این عمل او را جسورتر می کند . فقط آن قدر به کارتان مشغول شوید که به نظر آید به هیچ چیز در اطرافتان توجه ندارید.
گاهی می توانید در حضور کودک دیگر، از رفتار مثبت آن کودک ستایش کنید. این کار ممکن است به تقلید کودک شما از کودک خوش اخلاق بینجامد. سعی کنید عصبانی نشوید! زیرا عصبانیت به احساس بدی می انجامد . به علاوه هیچگاه تسلیم نشوید. اگر قبل از ناهار گفتید که خوراکی نمی دهم باید صبر کنی موقع ناهار شود و اگر او گریه و زاری سرداد اصلاً به او اهمیت ندهید و محکم بگویید قبل از غذا خوراکی نمی دهم. هر چند که او سماجت کند. اگر کوتاه بیایید کودک یاد می گیرد که با گریه حرفش را به کرسی بنشاند و دیگر برای حرفهای شما اهمیتی قائل نیست.
همیشه به قولتان عمل کنید. یک کودک مخصوصاً اگر خیلی کوچک باشد به تکمیل نشدن یا به تأخیر افتادن پاداش وعده داده شده بسیار حساس است. کاری را که از عهده انجامش برنمی آیید تعهد نکنید. وقتی قول چیزی را دادید پای آن بایستید. سعی کنید مشکلات فرزندتان را یکی یکی حل کنید نه اینکه همه را یک جا از او بخواهید. مثلاً اول مشکل مسواک زدن و بعد مشکل وقت خوابش را حل کنید. کودک را به تنبیهی که آن را انجام نمی دهید تهدید نکنید. تهدید های پوچ و ناپایدار به رفتارهای نادرستی می انجامد که تثبیت شده و در برابر تغییر مقاوم تر می شوند.
یکی از مشکلات بزرگ مادران مسواک زدن بچه هاست. اگر شما به طور مرتب دندان های خود را مسواک بزنید او نیز مشتاق خواهد شد تا چنین کند. مدت ها قبل از این که کودک واقعاً بتواند دندانش را مسواک بزند، به او مسواک بدهید. بگذارید با مسواک و خمیردندان و دندانهایش بازی کند. اگر دیدید باز هم به طرف مسواک نمی رود با کلمات و جملات زیبا در موقع مسواک زدن این کار را برای او لذت بخش کنید. حتی می توانید با دندانپزشک برای انگیزه دادن به کودک مشاوره کنید. همیشه به کودک بفهمانید که دقیقاً چه انتظاری از او دارید و به جای اینکه شخصیتش را مورد انتقاد قرار دهید اعمالش را مورد انتقاد قرار دهید.
به او نگویید «دست و پا جلفتی هستی» بگویید: «وقتی که شلوار و لباست را روی زمین می بینم خیلی ناراحت می شوم.» به او برچسب نزنید. چون او زودباور می کند که واقعاً این طور است. معمولاً در نظر والدین کارهای منزل کارهایی کوچک و تکراری هستند که همیشه در خانه انجام می گیرند ولی در نظر بچه ها این کارها بسیار مشکل و ناخوشایندند. صرفنظر از این که این کارها چقدر بی اهمیت اند، به ویژه در هنگامی که انجام آنها مستلزم یادآوری های مکرر وبحث طولانی باشد می تواند آرامش منزل را برهم بریزد.
یکی از شکایات والدین، بی مسئولیت بودن کودکان است. کارهایی که بردوش آنها گذاشته می شود انجام نمی دهند حتی با چند بار تذکر هم تن به انجام آن نمی دهند. خلاصه نافرمان و گستاخ می شوند. سعی کنید مسئولیت دادن را در کودکان زود شروع کنید و با افزایش سن وظایف او را تغییر دهید و وقتی از وظایفش سرباز زد از تدابیر منفی استفاده کنید.
مثلاً او را از اسباب بازی مورد علاقه اش محروم کنید یا پول توجیبی اش را کم کنید یا مثلاً وقتی لباسش را در سبد لباسهای کثیف نمی گذارد لباسهایش را نشویید و بگویید: «چون لباسهایت در سبد نبود، من آنها را ندیدم.»
از مشکلات مهم دیگر بددهنی و ناسزا گفتن کودکان است. توجه بیش از حد به این رفتارها باعث ترغیب کودک به این اعمال زشت می شود. در این مورد، بیش از حد واکنش نشان ندهید.
به کودکتان به طور جدی بگویید که اصلاً دوست ندارید او چنین کلماتی را که مناسب شخصیت او نیست به کار ببرد. ولی اگر واکنش شدید نشان دهید چه با ترساندن چه با خندیدن به این حرف ها، ممکن است انگیزه او را برای دشنام دادن بیشتر کنید. این مطلب به ویژه در مورد بچه های کوچک تر که به کار بردن بعضی کلمه ها را نوعی بازی می دانند، صادق است. در حالی که اصلاً معنای این کلمات را نمی دانند. شما باید به کلمه های بی ضرر بی اعتنایی کنید.
بعضی کلمه ها فقط بی معنی و احمقانه اند. بهترین برخورد نادیده گرفتن و توجه نکردن به آنهاست. البته به کار گرفتن کلمه های زشت و ناسزا نباید نادیده گرفته شود چون به کاربردن آنها در بیرون منزل می تواند دردسرساز باشد. وقتی کودک شما یک کلمه بد را به کار می برد بی خود جیغ و داد نکنید. ادای شوکه شدن را درنیاورید. بی تردید شما قبلاً آن را شنیده اید. برای او توضیح دهید که وقتی کسی به او ناسزا می گوید در واقع فقط یک حرف ناجور شنیده و حرف نمی تواند به انسان آسیبی برساند.
در مورد فحش با او صحبت کنید. به او بگویید فحش دقیقاً چه معنایی دارد و چرا نباید از آن استفاده کند. روش های جایگزین را به او بیاموزید. برای او بگویید به جای فحش دادن می تواند احساساتش را به مخاطبش بیان کند.
کودک را به استفاده از واژه های دیگر ترغیب کنید. کودک شما به واژه هایی نیاز دارد که از آن طریق عصبانیت یا احساسات شدیدش را بیرون بریزد. او را تشویق کنید که به جای استفاده از کلمات رکیک از کلمات بی ضرر استفاده کند و درصورت درست صحبت کردن او را تشوق کنید و نشان دهید که چقدر از او راضی هستید و اگر باز هم به فحش دادن و ناسزاگفتن ادامه داد می توانید از روشهای محروم کردن استفاده کنید. یعنی بعضی امتیازها را از او بگیرید. مثلاً هر وقت که فحش می دهد او را به مکانی بفرستید که دوست ندارد.
یک موضوع مهم؛ اگر کودک بداند که شما سرانجام پاسخ مثبت خواهید داد دیگر مهم نیست که ده بار هم «نه» گفته باشید.
چنین کودکی به تجربه آموخته است بداخلاقی کند تا سرانجام تسلیم شوید و او به هدفش برسد. تنها راه حل این است که کودک دریابد که نظر شما تغییر نمی کند و با کسی شوخی ندارید. اگر «نه» گفتن شما همیشه باعث دردسر می شود و کودک عادت کرد در مقابل «نه» شما گریه کند تأکید می کنم به عقب برگردید و اعمال خودتان را مرور کنید و آنجا که اشکالی یافتید آن را اصلاح کنید. این عادت در بزرگسالی می تواند باعث ایجاد مشکلات جدی برای فرزند شما بشود. از همین رو کودکتان در هر سنی که هست از همین امروز به اصلاح رفتار او بپردازید.
منبع : http://www.knowclub.com/paper/?p=291
محمد رضا هادیلو (ایران مانیا)
نظرات () هیچ گاه از کسانی که مدام از من تعریف و تمجید کرده اند، چیزی یاد نگرفتم.
دکتر علی شریعتی
نظرات () نارسا خوانی چیست و نارسا خوان کیست؟
در فرهنگ روانشناسی ،نارسا خوانی را به هر گونه ناتوانی در خواندن اطلاق می کند که بواسطه ی آن کودکان از سطح پایه ی کلاس خود در زمینه ی خواندن عقب می مانندوهیچگونه شواهدی دال برنارساییهایی چون آسیب عمده ی مغزی یا مشکلات هیجانی و فرهنگی و نیز زبان گفتاری وجود ندارد. نارسا خوانی اصطلاحی است برای کودکانی که علیرغم هوش طبیعی قادر به خواندن نیستند.این کودکان ممکن است واژه های بسیاری را بدانند و به راحتی انها رادر مکالمه بکار برند اما فادر به درک و شناسلیی نشانه های نوشتنی یا چاپی آن نیستندبرخی هم ممکن است حتی واژه ها را بخواننداما مفهوم انها را درک نکنند.معلمان معمولا این گروه را در ردیف عقب مانده ذهنی ویا بعنوان کودکان تنبل که کوششی برای یادگیری نمیکنند،می شناسند.
این گروه از کودکان معمولا مشکلاتی در جهت یابی فضایی،تشخیص راست و چپ ،بالاوپایین ،توالی حروف وکلمات وهماهنگی بین چشم ودست دارند.نسبت پسران 3برابر بیشتر از دختران است.
نکته قابل توجه این که در زبان فارسی مشکل عدم بکار گیری اعراب در کلمات ،مشکل حروفی که نوشته میشوند اماتلفظ نمی شوند(خواهر)ونیز مشکل حروف همصدا(ث،ص،س)وجود داردکه امر خواندن رابرای کودکانی که در بدو یادگیری خواندن هستند با مشکل مواجه می کند.بنابراین،دشواریهای خواندن در این دوره باید امری طبیعی محسوب شود مکر اینکه شدت یا تداوم داشته باشد.
لازم به ذکر است که اکثر محققان و معلمان بر این باورند اگر شناسایی و تشخیص نارساخوانی کودکان در پایه ی اول و دوم انجام شودبیشتر از 80درصدبه لحاظ مهارت در خواندن به حد پایه ی تحصیلی خود ارتقامی یابند.امااگردرصد موفقیت در پایه ی بالاترپنجم 10الی15درصد می باشد.
ملاکهای تشخیص نارساخوانی
1-داشتن هوش تقریبا متوسط یا بالاتر از متوسط
2-داشتن حواس سالم بویژه حس بینایی وشنوایی
3-برخورداری ازامکانات محیطی و آموزشی مناسب
4-نداشتن مشکلات شدید رفتاری
5- نازل بودن سطح توانایی خواندن دانش اموزدر مقایسه با توان ذهنی ،سن تقویمی وامکانات آموزشی وی.
که شامل مصادیق زیر می شود:
1-5-اشتباه کردن کلمات شبیه به همانند غاز و غار،چای وجای ،بهارونهار
2-5-حدس زدن کلمات بادر نظر گرفتن حروف اول واخرکلمات
3-5-آئینه خوانی یاوارونه خوانی کلمات مانند زور بجای روز
4-5-مشکلات شدید در هجی کردن کلمات
5-5-حذف کلماتی مانند"را"از"که"و.....
6-5-اضافه کردن برخی از حروف وکلمات
7-5-حذف برخی از حروف وکلمات
8-5-جایگزینی برخی از حروف وکلمات به جای یکدیگر
9-5-درک نامرتب حروف
10-5-اشتباهات مرتبط باعدم درک معنای جمله وارزش دستوری متن نوشته شده
11-5-دشواری در تشخیص جز از کل
12-5-خواندن کودکان نارسا خوان دارای آهنگی همراه باتردید و مقطع است و گاهی متن نوشته شده را با اهنگی میخوانند که با معنای آن مطابقت ندارد.
13-5-در نهایت بی میلی وانزجار ازیادگیری خواندن
انواع نارسا خوانی
عمده ترین دسته بندی نارسا خوانی شامل دو گروه است
.الف- نارسا خوانی بینایی ب-نارسا خوانی شنوایی
نارسا خوانی بینایی
مایکل باست وجانسون عقیده دارندکه نارساخوانان بینایی اختلالاتی در ادراک و حافظه ی بینایی دارند.این افراد معمولادر جهت یابی ،تمیز اندازه وشکل،تشخیص کلمه بعنوان یک کل وپردازش بینایی وتجسم فضایی دچار دشواری هستند.،لذا نمیتوانند حروف وکلمات را ازیکدیگرتمیز دهند،یا از روی کلمات، آنها راکپی کنند.
ازطرف دیگر می دانیم که کودکان با آسیبهای بینایی در حرکات چشمهایشان از طرف راست به چپ یا چپ به راست وتعقییب حروف وکلمات چاپ شده دارای مشکل هستندو معمولا آنها چشمهایشان را روی خط جلو وعقب می برند.
نکته:نقص در فرایند بینایی باید مورد توجه باشد و لذا اجرای آزمون بینایی برای تشخیص مشکلات بینایی کودکان بعنوان بخشی از فرایندتشخیص بسیار حائز اهمیت است.
نارسا خوانی شنوایی
کودکان با نارسا خوانی شنوایی میتوانند محرکهای بینایی را تشخیص دهند،اما نمی توانندبین حروف وصدای آنها ارتباط مناسب برقرار کنند.این گروه معمولا در تشخیص صداهای گفتاری،ترکیب صداها،نامگذاری،پردازش شنیداری،توالی حافظه ی شنیداری،هجی یا ترکیب صداها برای خواندن کل کلمه مشکل دارند.تحقیقات نشان می دهد که فرایند شنوایی در کودکان نارسا خوان کندتر از کودکان عادی است. ونیز این کودکان به زمان بیشتری برای فرابری آگاهیها از طریق شنوایی وبینایی نیاز دارندکندی فرایند شنوایی،زمان لازم برای ورود اطلاعات به حافظه ی کوتاه مدت را نمی دهد،بدن ترتیب بسیاری از مطالب که به کودک عرضه می شودبدون اینکه وارد حافظه ی کوتاه مدت شود از دست می رود و لذا به حافظه ی بلند مدت نیز منتقل نمیشود.
پیشنهادهای آموزشی
معلمان عزیزاین را در نظر داشته باشند که درمان نارسا خوانی پرزمان ترین درمان میباشد،لذا نکات قبل از درمان در زیر توصیه میگردد.
1-آموزش باید انفرادی و با توجه به نارساییهای کودک تنظیم شود.
2-آموزش باید از سطحی از سلسله مراتب یادگیری که درآن کودک مشکل دارد،شروع شود.
3-آموزش براساس آمادگی وانگیزش کودک تنظیم شود.
4-آموزش بر اساس تحمل کودک تنظیم شود.
5-استفاده از روش آموزش چند حسی
6-عدم برنامه ریزی صرفا بر اساس ناتوانی کودک
چگونگی ترمیم نارساخوانی
ترمیم نارسا خوانی بینایی
برای درمان این کودکان ازروش فنوتیک استفاده میکنیم.
در این روش آموزش، از صداهای مجزا که تدریجاباهم ترکیب می شوندوکلمات رابوجود می آورند،شروع می کنیم.مربی چند حرف بیصدا راکه ازنظرصداوظاهر کاملامتفاوتند،مانند"م،س،ت"بر می گزیند.سپس هریک را بر کارتی تایپ می کند،آنگاه با نشان دادن آن حرف به کودک،صدای آنرادرمی آورد،وکودک را تشویق به تلفظ صدای آن میکند.بعداز اینکه کودک شکل وصدای حرف راآموخت،از او خواسته میشودبه کلماتی که بااین حرف شروع می شودفکر کند.پس از فراگیری چند حرف بیصدا،فعالیت تغییر می کند،ودر تمرینی دیگرترکیب صداهاونیز حروف با صداوبه دنبال آن جملات ساده وکوتاه ودرنهایت داستان به کودک آموخته می شود.
ترمیم نارسا خوان شنوایی
ذکر این نکته لازم است که هرچند آموزش از طریق شنوایی انجام می شود،اماهدف بهبودبخشیدن به مشکلات بینایی است.لذافعالیتهایی چون:جور کردن تصاویر وکلمات نوشتاری،نقاشی خطوط اصلی کلمات واشیا توصیه می گردد.بدین گونه به کودک می آموزیم که هرکلمه شکل ومفهوم مشخصی دارد.
برای درمان کودکان نارسا خوان شنوایی روش آموزش کل کلمه به صورت نوشتاری توصیه می شود.مثلا" کارتی راکه حاوی عکس "سگ"ونیز کلمه ی سگ است به کودک نشان می دهیم وهمزمان کلمه را بیان می کنیم وازاومی خواهیم کلمه را تکرار کند.یادر آموزش کلمه " پریدن"از کودک می خواهیم که عملا بپرد وبلافاصله کارت حاوی کلمه ی پریدن را به اونشان میدهیم واوراتشویق به تلفظ آن می کنیم
8-تاکید بر آموزش مهارتهای کلامی وغیر کلامی
9-آموزش وتقویت ادراک در صورت لزوم انجام گیرد واز پیشداوری در مورد چنین آموزشی پرهیز شود.
10-استفاده از نتایج حاصل از آزمایشهای روانی وجسمی در تنظیم برنامه ی آ موزشی
11-توجه به متغیرهای چون مجاورت کودک با دبگران،سرعت فراگیری موادآموزشی و.......
منبع:نارساییهای ویژه در یادگیری ، دکترمریم سیف نراقی ، دکترعزت الله نادری www.madreseysabz.parsiblog.com
نظرات () از بزرگی پرسیدند:
زندگی خود را بر چند اصل استوار کردی؟
فرمود:بر چهار اصل.
1-دانستم کار مرا دیگری انجام نمی دهد،پس تلاش کردم.
2- داستم خدا مرا می بیند پس حیا کردم.
3-دانستم رزق مرا به دیگری نمی دهد پس آرام شدم.
4-دانستم پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم.
نظرات ()