روانشناسی و آموزش و پرورش کودکان

تلنگر
نویسنده : لیلا شیاسی - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ دی ،۱۳٩٠
 

از بزرگی پرسیدند:                                  

زندگی خود را بر چند اصل استوار کردی؟
فرمود:بر چهار اصل.
1-دانستم کار مرا دیگری انجام نمی دهد،پس تلاش کردم.
2- داستم خدا مرا می بیند پس حیا کردم.
3-دانستم رزق مرا به دیگری نمی دهد پس آرام شدم.
4-دانستم پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم.


 
comment نظرات ()

 
نارسا خوانی
نویسنده : لیلا شیاسی - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ دی ،۱۳٩٠
 

نارسا خوانی چیست و نارسا خوان کیست؟

 

در فرهنگ روانشناسی ،نارسا خوانی را به هر گونه ناتوانی در خواندن اطلاق می کند که بواسطه ی آن کودکان از سطح پایه ی کلاس خود در زمینه ی خواندن عقب می مانندوهیچگونه شواهدی دال برنارساییهایی چون آسیب عمده ی مغزی یا مشکلات هیجانی و فرهنگی و نیز زبان گفتاری وجود ندارد. نارسا خوانی اصطلاحی است برای کودکانی که علیرغم هوش طبیعی قادر به خواندن نیستند.این کودکان ممکن است واژه های بسیاری را بدانند و به راحتی انها رادر مکالمه بکار برند اما فادر به درک و شناسلیی نشانه های نوشتنی یا چاپی آن نیستندبرخی هم ممکن است حتی واژه ها را بخواننداما مفهوم انها را درک نکنند.معلمان معمولا این گروه را در ردیف عقب مانده ذهنی ویا بعنوان کودکان تنبل که کوششی برای یادگیری نمیکنند،می شناسند.
این گروه از کودکان معمولا مشکلاتی در جهت یابی فضایی،تشخیص راست و چپ ،بالاوپایین ،توالی حروف وکلمات وهماهنگی بین چشم ودست دارند.نسبت پسران 3برابر  بیشتر از دختران است.
نکته قابل توجه این که در زبان فارسی مشکل عدم بکار گیری اعراب در کلمات ،مشکل حروفی که نوشته میشوند اماتلفظ نمی شوند(خواهر)ونیز مشکل حروف همصدا(ث،ص،س)وجود داردکه امر خواندن رابرای کودکانی که در بدو یادگیری خواندن هستند با مشکل مواجه می کند.بنابراین،دشواریهای خواندن در این دوره باید امری طبیعی محسوب شود مکر اینکه شدت یا تداوم داشته باشد.

 لازم به ذکر است که  اکثر محققان و معلمان بر این باورند اگر شناسایی و تشخیص نارساخوانی کودکان در پایه ی اول و دوم انجام شودبیشتر از 80درصدبه لحاظ مهارت در خواندن به حد پایه ی تحصیلی خود ارتقامی یابند.امااگردرصد موفقیت در پایه ی بالاترپنجم 10الی15درصد می باشد.  

 

ملاکهای تشخیص نارساخوانی 

1-داشتن هوش تقریبا متوسط یا بالاتر از متوسط
2-داشتن حواس سالم بویژه حس بینایی وشنوایی
3-برخورداری ازامکانات محیطی و آموزشی مناسب
4-نداشتن مشکلات شدید رفتاری

 5- نازل بودن سطح توانایی خواندن دانش اموزدر مقایسه با توان ذهنی ،سن تقویمی وامکانات آموزشی وی.

 که شامل مصادیق زیر می شود:

 1-5-اشتباه کردن کلمات شبیه به همانند غاز و غار،چای وجای ،بهارونهار

 2-5-حدس زدن کلمات بادر نظر گرفتن حروف اول واخرکلمات

 3-5-آئینه خوانی یاوارونه خوانی کلمات مانند زور بجای روز

 4-5-مشکلات شدید در هجی کردن کلمات
5-5-حذف کلماتی مانند"را"از"که"و.....
6-5-اضافه کردن برخی از حروف وکلمات
7-5-حذف برخی از حروف وکلمات
8-5-جایگزینی برخی از حروف وکلمات به جای یکدیگر

 9-5-درک نامرتب حروف

 10-5-اشتباهات مرتبط باعدم درک معنای جمله وارزش دستوری متن نوشته شده

 11-5-دشواری در تشخیص جز از کل

 12-5-خواندن کودکان نارسا خوان دارای  آهنگی همراه باتردید و مقطع است و گاهی متن نوشته شده را با اهنگی میخوانند که با معنای آن مطابقت ندارد.

 13-5-در نهایت بی میلی وانزجار ازیادگیری خواندن

 

انواع نارسا خوانی

 

عمده ترین دسته بندی نارسا خوانی شامل دو گروه است

.الف- نارسا خوانی بینایی    ب-نارسا خوانی شنوایی

                                                                                 نارسا خوانی بینایی

 

مایکل باست وجانسون عقیده دارندکه نارساخوانان بینایی اختلالاتی در ادراک و حافظه ی بینایی دارند.این افراد معمولادر جهت یابی ،تمیز اندازه وشکل،تشخیص کلمه بعنوان یک کل وپردازش بینایی وتجسم فضایی دچار دشواری هستند.،لذا نمیتوانند حروف وکلمات را ازیکدیگرتمیز دهند،یا از روی کلمات، آنها راکپی کنند.
ازطرف دیگر می دانیم که کودکان با آسیبهای بینایی در حرکات چشمهایشان از طرف راست به چپ یا چپ به راست وتعقییب حروف وکلمات چاپ شده دارای مشکل هستندو معمولا آنها چشمهایشان را روی خط جلو وعقب می برند.

 

نکته:نقص در فرایند بینایی باید مورد توجه باشد و لذا اجرای آزمون بینایی برای تشخیص مشکلات بینایی کودکان  بعنوان بخشی از فرایندتشخیص بسیار حائز اهمیت است.        

                                               نارسا خوانی شنوایی

 

کودکان با نارسا خوانی شنوایی میتوانند محرکهای بینایی را تشخیص دهند،اما نمی توانندبین حروف وصدای آنها ارتباط مناسب برقرار کنند.این گروه معمولا در تشخیص صداهای گفتاری،ترکیب صداها،نامگذاری،پردازش شنیداری،توالی حافظه ی شنیداری،هجی یا ترکیب صداها برای خواندن کل کلمه مشکل دارند.تحقیقات نشان می دهد که فرایند شنوایی در کودکان نارسا خوان کندتر از کودکان عادی است. ونیز این کودکان به زمان بیشتری برای فرابری آگاهیها از طریق شنوایی وبینایی نیاز دارندکندی فرایند شنوایی،زمان لازم برای ورود اطلاعات به حافظه ی کوتاه مدت را نمی دهد،بدن ترتیب بسیاری از مطالب که به کودک عرضه می شودبدون اینکه وارد حافظه ی کوتاه مدت شود از دست می رود و لذا به حافظه ی بلند مدت نیز منتقل نمیشود.

 

پیشنهادهای  آموزشی

 

معلمان عزیزاین را در نظر داشته باشند که درمان نارسا خوانی پرزمان ترین درمان میباشد،لذا نکات قبل از درمان در زیر توصیه میگردد.

 

1-آموزش باید انفرادی و با توجه به نارساییهای کودک تنظیم شود.
2-آموزش باید از سطحی از سلسله مراتب یادگیری که درآن کودک مشکل دارد،شروع شود.
3-آموزش براساس آمادگی وانگیزش کودک تنظیم شود.

 4-آموزش بر اساس تحمل کودک تنظیم شود.

 5-استفاده از روش آموزش چند حسی

 6-عدم برنامه ریزی صرفا بر اساس ناتوانی کودک

 

چگونگی ترمیم نارساخوانی

 

 ترمیم نارسا خوانی بینایی

 

برای درمان این کودکان ازروش فنوتیک استفاده میکنیم.
در این روش آموزش، از صداهای مجزا که تدریجاباهم ترکیب می شوندوکلمات رابوجود می آورند،شروع می کنیم.مربی چند حرف بیصدا راکه ازنظرصداوظاهر کاملامتفاوتند،مانند"م،س،ت"بر می گزیند.سپس هریک را بر کارتی تایپ می کند،آنگاه با نشان دادن آن حرف به کودک،صدای آنرادرمی آورد،وکودک را تشویق به تلفظ صدای آن میکند.بعداز اینکه کودک شکل وصدای حرف راآموخت،از او خواسته میشودبه کلماتی که بااین حرف شروع می شودفکر کند.پس از فراگیری چند حرف بیصدا،فعالیت تغییر می کند،ودر تمرینی دیگرترکیب صداهاونیز حروف با صداوبه دنبال آن جملات ساده وکوتاه ودرنهایت داستان به کودک آموخته می شود.

 

ترمیم نارسا خوان شنوایی

 

ذکر این نکته لازم است که هرچند آموزش از طریق شنوایی انجام می شود،اماهدف بهبودبخشیدن به مشکلات بینایی است.لذافعالیتهایی چون:جور کردن تصاویر وکلمات نوشتاری،نقاشی خطوط اصلی کلمات واشیا توصیه می گردد.بدین گونه به کودک می آموزیم که هرکلمه شکل ومفهوم مشخصی دارد.
برای درمان کودکان نارسا خوان شنوایی روش آموزش کل کلمه به صورت نوشتاری توصیه می شود.مثلا" کارتی راکه حاوی عکس "سگ"ونیز کلمه ی سگ است به کودک نشان می دهیم وهمزمان کلمه را بیان می کنیم وازاومی خواهیم کلمه را تکرار کند.یادر آموزش کلمه " پریدن"از کودک می خواهیم که عملا بپرد وبلافاصله کارت حاوی کلمه ی پریدن را به اونشان میدهیم واوراتشویق به تلفظ آن می کنیم

 

8-تاکید بر آموزش مهارتهای کلامی وغیر کلامی
9-آموزش وتقویت ادراک در صورت لزوم انجام گیرد واز پیشداوری در مورد چنین آموزشی پرهیز شود.
10-استفاده از نتایج حاصل از آزمایشهای روانی وجسمی در تنظیم برنامه ی آ موزشی

 11-توجه به متغیرهای چون مجاورت کودک با دبگران،سرعت فراگیری موادآموزشی و.......


 

منبع:نارساییهای ویژه در یادگیری ، دکترمریم سیف نراقی ، دکترعزت الله نادری www.madreseysabz.parsiblog.com

 

 


 
comment نظرات ()

 
مسمومیت با نمره 20
نویسنده : لیلا شیاسی - ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ دی ،۱۳٩٠
 

نمره 20 به چه قیمتی؟

اولین بار نمره 20 کجا و کی اختراع شد؟ اطلاع چندانی در این زمینه نداریم؛ اما ظاهرا این نمره با شتاب فزاینده در همه مراکز آموزشی پذیرفته شده است.
    امروزه 20 یک نوع مفهوم امپراتوری نیز دارد. کسی که 20 می گیرد، انگار بالای ابرها راه می رود؛ چراکه رویاهایش را از نزدیک لمس کرده است.
    گاهی مفاهیم آنقدر وارونه می شود که باید کمی درنگ کنی و از خودت بپرسی ماهیت واقعی این مفهوم چیست؛ چرا ما آموزش می بینیم؟ جفای بزرگی است اگر تمام آرمان ها و اهدافمان از آموزش را صرفا در پیکره کوچک نمره 20 آن هم به هر قیمتی خلاصه کنیم.
    گاهی بسادگی از یاد می بریم که حضور فرزندان ما در فضاهای آموزشی برای تعالی درونی وذهنی آنهاست، نه این که ذهن فرزندانمان را به ابزاری برای رقابت های پنهان و آشکار با والدین دیگر دانش آموزان بر سر نمره های بالاتر تبدیل کنیم.
    چرا بعضی والدین نمره 20 را مثل فرزندشان دوست دارند و گاهی حتی دوست داشتن فرزند مشروط به آوردن 20 به خانه می شود؟
    امروزه والدین با دلسوزی و حساسیت، خواهان پیشرفت تحصیلی فرزندانشان هستند؛ به طوری که بسیاری از آنها بویژه مادران پابه پای دانش آموزان در مقاطع تحصیلی پیش می روند و کلاس های دوران دبستان، راهنمایی و حتی متوسطه را پشت سر می گذارند؛ اما وقتی این دلسوزی و مراقبت شکل افراطی به خود می گیرد، آسیب هایی را متوجه فرزندان و والدین می کند. بخصوص آنجا که والدین فرزندانشان را به روش های نرم یا نامرئی برای کسب نمرات بالازیر فشار قرار می دهند.
    دکتر علی اکبر ارجمند نیا، روان شناس و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان این که دلایل متعدد شخصیتی، فرهنگی و اجتماعی برای این امر وجود دارد، می گوید: یکی از مهم ترین ریشه های توجه افراطی والدین به وضعیت تحصیلی فرزندان و به تبع آن راضی نشدن به نمرات کمتر از 20 را باید در بنیان های روان شناختی جستجو کرد. تجربه های والدین در گذشته و ناکامی هایی که با آن روبه رو بوده اند، بسیار اثرگذار است.
    بعضی والدین می خواهند فرزندانشان به هر قیمت به جایگاهی دست یابند که خود در رسیدن به آن ناکام مانده اند. آنها آرزوهای برآورده نشده شان را این بار در سیمای فرزندانشان زنده می کنند و حاضرند به هر مشقتی تن بدهند تا فرزندشان به رویاهایشان صورت عینی و عملی ببخشد. در این شکل از رفتار نوعی نگاه ابزاری به فرزندان وجود دارد. به عبارت دیگر، حامل کمال گرایی در والدین ناخواسته آسیب های جدی را به کودک وارد می کند.
    این روان شناس علت دیگر رفتارهای افراطی والدین در قبال تحصیل فرزندان را در بافت امروزی خانواده ها می داند و معتقد است امروزه برخلاف گذشته تعداد فرزندان در خانواده محدود شده است. بسیار کم مشاهده می شود که خانواده های نسل جدید، 3 یا 4 فرزند داشته باشند.
    در گذشته والدین چندان به وضعیت تحصیلی فرزندشان توجه نشان نمی دادند، جدای از میزان تحصیلات، آنها امیدوار بودند حداقل یکی از فرزندان بتواند به خواسته شان پاسخ مثبت بدهد و در آینده به مدارج بالای تحصیلی و شغلی دست یابد. امروزه با کوچک شدن خانواده ها و کاستن از تعداد فرزندان طبیعی است توجه و تمرکز والدین بیشتر معطوف به یک یا 2 فرزند شده است، به تبع آن نیز سرمایه شان را به پای فرزندشان می ریزند تا به هدفی که می خواهند برسند.
    
    نیمه پنهان نمره 20
    یکی از عادت های شایع والدین که متاسفانه در سال های اخیر شکل فزاینده ای به خود گرفته، قیاس نمرات فرزندان با همسالان و دانش آموزان دیگر است.
    به محض این که دانش آموز از مدرسه پا بیرون می گذارد، در برابر پرسش هایی قرار می گیرد که بی شباهت به پرسش های یک بازجو نیست. او باید سریع و شفاف پاسخ بدهد که آیا توانسته است گوی سبقت را از رقیبش برباید یا نه. طبیعتا عیار رضایتمندی و مهرورزی والدین نیز معطوف به میزان موفقیت فرزندشان در این رقابت است. اما رقابت اصلی بین والدین جریان دارد. در این مسابقه، فرزندان به اسلحه هایی برای ستیز پنهان والدین با یکدیگر تبدیل می شوند.
    دکتر علی اکبر ارجمندنیا نیز معتقد است رقابت های والدین با یکدیگر را نمی توان نادیده گرفت. این رقابت حتی در انتخاب مدرسه نیز به چشم می آید. امروزه مکان تحصیل به یک فوق ارزش تبدیل شده است، والدین به شکل اغراق گونه به نقش مدرسه در ارتقای یادگیری فرزندشان نگاه می کنند؛ اما باید توجه داشت زمانی واقعا می توانیم به پیشرفت تحصیلی فرزندمان امیدوار باشیم که او واجد 2 ویژگی مهم استعداد و پشتکار فراوان باشد. با این حال، به نظر می رسد غالب شدن سندرم 20 سدی در برابر انگیزه های فرزندان ما شده و آنها را از پیشرفت باز می دارد.
    آمار نشان داده است افرادی که در جامعه به موفقیت های چشمگیری در حوزه های مختلف رسیده اند، لزوما معدل های 20 نداشته اند، آنها سرشار از انگیزه و پشتکار بوده اند. از طرفی، باید بپذیریم انگیزه مولفه ای نیست که با رفتارهای کمال گرایانه والدین تناسبی داشته باشد.
    والدین ما باید به این باور برسند که بسنده کردن صرف به نمره، معیار مطمئنی برای ارزیابی رشد ذهنی و شخصیت فرزندان نیست.
    ما در جامعه به افرادی که مخزن اطلاعات خام باشد، نیازی نداریم. اجتماع امروز به اشخاصی محتاج است که بتوانند با هوشمندی از داده ها به نفع عمل استفاده کنند.
    
    عوارض منفی 20 خواستن
    اما تاکید افراطی والدین بر فرزندان برای کسب حداکثر نمرات چه تبعاتی دارد؟
    به اعتقاد دکتر ارجمندنیا، نخستین تاثیر منفی سلب خلاقیت از فرزندان است. البته از ایجاد استرس و اضطراب نیز بسادگی نمی توان گذشت.
    دانش آموزی را در ذهن تصور کنید که به دلیل رفتارهای والدین مدام سر جلسه امتحان استرس دارد که نکند پاسخ یکی از پرسش ها را نداند یا اشتباه بنویسد و نمره دلخواه پدر و مادرش را از دست بدهد. ذهن او بیشتر از آن که معطوف به متن سوالات باشد، درگیر تاکیدهای آشکار و پنهانی والدینش است. بنابراین دچار اضطراب و سردرگمی می شود.
    اتفاق منفی دیگر از دست دادن قدرت تصمیم گیری و شخصیت مستقل است. آنها از این سنین به والدین خود وابسته می شوند و در آینده نیز نمی توانند به دلیل فقدان اعتماد به نفس تصمیمات درستی بگیرند. در واقع فرزندپروری با نظارت های میلی متری نمی تواند شخصیت های مستقل به وجود آورد.
    
    الگوی فرزندان، رفتار والدین است
    متاسفانه گاهی دیده می شود والدین انتظارات خود را از فرزندان (از قبیل انتظارات تحصیلی و رفتاری) نه با رفتار، بلکه با اتکای صرف به گفتار مطرح می کنند؛ در صورتی که نمی دانند الگوی فرزندان در تبعیت از والدین، رفتار آنهاست. با تاسف دیده می شود والدین به سهولت از کنار تناقض های رفتاری خود با گفتارشان می گذرند و انتظار دارند فرزندان نیز چنین کنند. اما در ذهن کودکان هنگام مشاهده این تناقض ها علامت سوال های بزرگی پدید می آید آنها به ما می گویند مسواک بزنید، اما خودشان مسواک نمی زنند، آنها به ما می گویند دروغ نگویید، اما خودشان دروغ می گویند، آنها به ما می گویند اتاقتان باید مرتب باشد، اما اتاق خودشان مرتب نیست.
    نسرین جعفری، کارشناس ارشد روان شناسی در این باره می گوید: اگر ما می خواهیم رفتاری را در فرزندان مان نهادینه کنیم، پیش از آنها رفتار مذکور در ما باید نهادینه شده باشد. شما اگر می خواهید کودکان را به کتابخوانی تشویق کنید، هر چقدر هم به شکل مستقیم از فواید و زیبایی های کتاب بگویید، چندان رغبتی در کودک ایجاد نخواهد شد؛ اما اگر کودک از سنین اولیه رشد شما را در حال مطالعه کتاب ببیند و بعد ها هم که بزرگ می شود، احساس کند شما ساعاتی از شبانه روز را صرف مطالعه می کنید، به طور مسلم به کتاب خواندن گرایش مثبتی خواهد داشت. 
    
    وقتی از نمره فرزندتان ناراضی هستید
    گاهی پیش می آید والدین از نمره فرزندشان احساس رضایت نمی کنند. طبیعی است آنها در چنین مواردی خواهند کوشید نارضایتی خود از عملکرد تحصیل فرزند را به او القا کنند؛ اما چقدر از رفتارهای والدین در چنین مواردی به کودک یا نوجوان کمک می کند؟
    نسرین جعفری معتقد است 2 عنصر درک و همدلی از سوی والدین می تواند کارساز باشد. کودکان در دوران ابتدایی بسیار بیشتر به همدلی و درک والدین نیاز دارند. از سویی، باید توجه کرد والدین به زبانی که برای کودک قابل فهم باشد، باید ضرورت و هدف از درس خواندن را تبیین کنند. اگر پدر و مادری می خواهد بستر مناسب برای گرفتن نمره خوب را فراهم کند، اولین گزینه همدلی با کودک است. این همدلی می تواند مثبت یا منفی باشد.
    در این میان تنبیه فرزندان از سوی والدین برای تبیین ضرورت درس خواندن نه تنها تاثیر مثبتی ندارد، بلکه اثرات بسیار مخربی خواهد گذاشت.
    اما یکی از تاثیرات نامطلوب تنبیه، نهادینه شدن این استدلال در ذهن کودک است که «اگر پدر و مادر از کاری خوششان نمی آید، می توان آن را پنهانی و دور از چشم آنها انجام داد» این شیوه از استدلال کودک را عملادر برابر والدینش قرار می دهد و باعث می شود او رابطه درستی با والدین برقرار نکند. از این رو است که گاهی فرزندان ما به خاطر نمراتی که می گیرند دچار استرس های شدید می شوند و گاهی نمرات شان را از والدین پنهان می کنند.
    این روان شناس می افزاید: تنبیه به عنوان آخرین گزینه و راهکار می تواند به صورت تقویت منفی (نه به شکل تنبیه بدنی) از سوی والدین استفاده شود. تقویت منفی به این مفهوم که گزینه ناخوشایندی پیش پای او بگذاریم تا رفتار خوب در او تقویت شود.
    
    تعریف کردن نمره خوب با توان کودک
    نکته مهم دیگری که در رفتارهای والدین در قبال نمرات فرزندانشان بسیار مهم به نظر می رسد، رسیدن به تعریف مشخصی از نمره خوب است. آیا نمره خوب در همه کودکان تعریف واحدی دارد؟
    نسرین جعفری در این باره می گوید: در معادله ای که والدین ما برای میزان رضایت مندی شان از نمرات فرزندان می نویسند، آنچه بسیار باید مورد توجه قرار گیرد باز کردن جایی برای توان و استعداد کودک در این معادله است. هر دانش آموزی از یک نوع قابلیت و توانایی در یادگیری دروس برخوردار است. گاهی 15 برای کودکان نمره خوبی محسوب می شود، در صورتی که در کودک دیگری این نمره به 18 یا 19 می رسد. البته اگر والدین با مشاوره های لازم دریافته اند که استعداد فرزندشان بسیار بالاتر از نمراتی است که او می گیرد، باید دنبال علل این اختلال باشند.
    نکته مهمی که بسیار اهمیت دارد، دانش و مهارت والدین در برخورد با وضعیت تحصیلی فرزندشان است. اگر نوع برخورد و رفتار والدین در این زمینه منطقی و جامع نباشد، نه تنها آنها به اهدافشان نخواهند رسید، بلکه بعید نیست نتایج کاملامعکوسی بگیرند.

 

منبع: " مسمومیت با نمره 20 - ویسمه "www.vismeh.persianblog.ir


 
comment نظرات ()

 
بیش فعالی
نویسنده : لیلا شیاسی - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ دی ،۱۳٩٠
 

" بیش فعالی مهم ترین دلیل نیاموختن است "

در دنیای تکنولوژی امروز بیش فعالی کودکان یکی از شایع ترین بیماری ها و مشکلاتی است که والدین با آن روبه رو می شوند. بیش فعالی در کودکان به دلیل نداشتن تمرکز کافی، یکی از عوامل اصلی در اختلال یادگیری است. این کودکان دیرآموز هستند و اگر در کودکی درمان نشوند در دوران مدرسه در یادگیری دروس مشکل پیدا می کنند و این یکی از عوامل مهم در ترک تحصیل آنها است. طبق آخرین اطلاعات به دست آمده؛ تأخیر تکاملی در مغز کودکان، عامل بیش فعالی در آن هاست که 85 درصد آن در 12 سالگی و 5 درصد آن در بزرگسالی جبران می شود. کودکان بیش فعال بسیار لجباز، کم تمرکز و ناآرام بوده و نوبت را رعایت نمی کنند، به محرک ها مثل سرو صدا و بو بسیار حساسند، زیاد صحبت می کنند، تکالیفشان رابه درستی انجام نمی دهند و در نوشتن تکالیف و مشق، اشتباهاتی حاکی از بی توجهی دارند، به راحتی سیر نمی شوند و به میزان کافی نمی خوابند.  کودکان بیش فعال معمولاً ناملایمات و عدم تمرکز خود را بیشتر در این سن که فعالیت های آنها نمود بیشتری دارد، بروز می دهند. کودکان بیش فعال باید در کلاس ردیف اول نشسته تا معلم توجه بیشتری به آنها داشته باشد. همچنین به این کودکان باید تکالیف کوتاهی ( 2 تا 3 سؤال ) داده شود. از سوی دیگر باید به کودکان بیش فعال تأکید شود تا قبل از تعطیل شدن مدرسه، وسایلشان را در کیفشان قرار دهند؛ زیرا بی دقتی آنها باعث جا گذاشتن ابزار و وسایلشان نیز می شود. والدین باید در منزل به کودک بیش فعال خود تمریناتی چون : چه کسی زمان بیشتری آرام می نشیند و این که در موقع نوشتن مشق در منزل، مادر، یک ربع انجام دادن تکالیف و بعد از آن پنج دقیقه استراحت را برای کودک مقرر کند و در زمان بروز ناملایمات و بی قراری های او تنبیه مناسب صورت گیرد اما از تنبیه و امر و نهی مستقیم پرهیز شود. در خصوص علل به وجود آمدن بیش فعالی در کودکان باید گفت که عوامل ژنتیکی، روانی، اجتماعی، ایجاد محدودیت، حوادث پر استرس و نقص مزاج را می توان از عوامل ایجاد این مشکل در کودکان برشمرد. باید توجه داشت چنانچه این کودکان درمان نشوند در بزرگسالی به دلیل اینکه همیشه در معرض تنبیه بوده اند، دچار مشکلات افسردگی و افت تحصیلی می شوند.

 

رادفر، شکوفه (1390). بیش فعالی مهم ترین دلیل نیاموختن است، ماهنامه بهداشت و روان و جامعه، شماره 58، نیمه مهرماه.


 
comment نظرات ()