روانشناسی و آموزش و پرورش کودکان

تفسیر نقاشی کودکان
نویسنده : لیلا شیاسی - ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

 

"چگونه نقاشی کودکان را تفسیر کنیم؟"

بچه ها معمولاً در یک سالگی قلم به دست می گیرند و با آن به کاغذ ضربه می زنند، بدون آنکه بتوانند اثری روی کاغذ به جا بگذارند. کم کم در سنین 18 تا 20 ماهگی موفق به کشیدن خطوط می شوند و میل ذاتی شان به اثرگذاری و لذت بردن از کارهای خود ساخته، مهم ترین عامل در بروز شکل گیری این خطوط است. به مرور زمان، آن خط خطی های اولیه، معنا و مفهوم بیشتری پیدا می کند و درحدود 3 سالگی دیگر خط نگاری کودک فقط برای لذت بردن از حرکت یا فشار مداد روی کاغذ نیست؛ بلکه او سعی می کند با ترسیم تصاویر،احساسات درونی اش را متناسب با تجربه های زندگی کوتاه مدتش بروز دهد. از 5 ، 6 سالگی به بعد نیز کودک قدرت و توجه بیشتری برای نظارت بر واقعیات بیرونی پیدا می کند و چون لغات بیشتری آموخته است، بهتر از قبل می تواند اختلاف اشیا را با هم دیگر درک کند. بنابراین نقاشی در این دوران ترسیمی است از چیزهایی که برایش مهم اند؛ حتی اگر در واقعیت قابل رؤیت نباشند.

 

 

-        آیا نقاشی کودکان نشانه ای از تفکرات آنهاست؟

 

بله، تصویری که کودکان از خودشان می کشند با تصویری که آنها از خودشان در ذهن دارند، ارتباط مستقیم دارد. دختر بچه ها یی که همیشه در خانواده از آنها تعریف و تمجید می شود، معمولاً تصویر خودشان را زیبا و با لباس های پف دار می کشند و این خیلی خوب است که بچه ها خودشان را دوست داشته باشند. در عین حال نقاشی کودکان برای روانپزشکان اطفال آنقدر مهم است که گاهی آنها از همین نقاشی ها به عنوان آزمون تشخیصی استفاده می کنند.

 

-        این آزمون چگونه و در چه گروه سنی انجام می شود؟

 

ما معمولاً با نقاشی، یک شکل نیمه کاره می کشیم و از کودکی که در طیف سنی 5/3 تا 5/5 سالگی است، می خواهیم آن را ادامه بدهد.بچه هایی که آن را خوب و قشنگ ادامه می دهند، معمولاً بچه های خوشحال و شادی هستند ولی کودکانی که شکل نیمه کاره را تبدیل به یک نقاشی زشت و ترسناک می کنند، معمولاً از وحشت های مستقیم یا غیر مستقیم رنج می برند. از طرفی در تمام اجزای نقاشی کودکان از رنگ ها گرفته تا خطوط و اندازه ها، رازی نهفته است. مثلاً دقت بیش از حد بچه ها به هنگام نقاسی یا تلاش فوق العاده شان برای اینکه هر چیزی سر جای خودش ترسیم شود، می تواند نشانه ای از استعداد ابتلا به وسواس در کودک تلقی شود. البته چیزی که قبل از تفسیر نقاشی های کودکان باید در نظر گرفت، توجه به شرایط و امکانات در دسترس آنهاست. نمی توان از یک کودک با امکانات محدود تر و در شرایط دشوارتر همان انتظاری را داشت که از کودک دیگری با امکانات بیشتر و محدودیت های کمتر. اما به هر حال ، اصول مشخصی در تفسیر نقاشی کودکان وجود دارد.

مثلاً خطوط نقاشی کودک به تنهایی و بدون وابستگی به محتوای اثر، می تواند بازتاب دهنده حالت های روحی و فکری او باشد؛ به نحوی که خطوط باز و بلند از راحتی و خوشحالی آنها حکایت می کند و در مقابل، خطوط فشرده و کوتاه حالتی از ضعف عصبی آنهاست. در عین حال، خطوط کوتاه و ناپیوسته ای که احساس می شود کودک در کشیدن آنها دچار تردید شده یا از کشیدن آنها منع شده، نشانه خجالتی بودن او است. فضای نقاشی هم یکی دیگر از ارکان نقاشی است که نشان دهنده نحوه ارتباط و شیوه واکنش نشان دادن کودک به محیط اطراف است. بچه های خجالتی و کم رو که اعتماد به نفس پایین تری دارند، معمولاً ترجیح    می دهند در یک کاغذ کوچک یا در گوشه صفحه یا در قسمت محدودی از فضای صفحه نقاشی کنند . کودکان غمگین و گوشه گیر معمولاً نقاشی هایشان را متمایل به سمت چپ کاغذ می کشند و بچه هایی که خط خطی هایشان را در مرکز کاغذ قرار می دهند، معمولاً بر احساساتشان توجه و تمرکز بیشتری دارند. از طرفی، تعداد رنگ های به کار رفته در نقاشی کودکان نیز از اهمیت زیادی برخوردار است.

 

 

 

-        آیا تعداد رنگ ها ی به کار رفته در نقاشی کودکان، بیانگر حالات درونی آنهاست؟

 

بچه هایی که در زندگی با مشکلات بیشتری مواجه اند، مثل بچه های طلاق و سایر بچه هایی که به هر ترتیب در زندگی شان شوک بدی به آنها وارد شده، معمولاً در نقاشی هایشان بیشتر از 3 رنگ استفاده نمی کنند و اغلب اوقات، یکی از این 3 رنگ نیز بنفش است که علاقه کودکان به این رنگ، گویای اضطراب آنهاست. در مقابل بچه هایی که آسودگی بیشتری دارند، معمولاً بیشتر از 5 رنگ در نقاشی هایشان استفاده می کنند. برای بیشتر بچه ها ، نقاشی کشیدن به مثابه یک سرگرمی جذاب است و نتیجه نقاشی چندان مورد توجه شان نیست. به همین دلیل، به مربیان مهد کودک نیز توصیه می شود به روند نقاشی اهمیت بدهند و امکانات کافی را برای بچه ها فراهم کنند. ضرورتی ندارد که آنها حتماً از   رنگ های واقعی در نقاشی هایشان استفاده کنند و لزومی ندارد که همیشه    برگ ها را سبز بکشند. البته بچه هایی که در زندگی با مشکلات بیشتری مواجه اند، معمولاً اثر رنگ ها را با فشار بیشتری روی کاغذ وارد می کنند و بیشتر اوقات، نقاشی شان فقط خط خطی است.

 

 

-        آیا این درست است که بگوییم اولین کسی که کودک در نقاشی هایش می کشد، مهم ترین فرد از لحاظ عشق و علاقه یا ترس و دلهره در زندگی اوست؟

 

شکل اول معمولاً همان کسی است که ذهن کودک را بیشتر از دیگران به خود مشغول کرده است. بچه ها این شکل را با دقت زیاد و رعایت جزییات بیشتری ترسیم می کنند و برعکس، کم اهمیت ترین فرد برای کودک، یا اصلاً نقاشی   نمی شود یا کوچک تر و دورتر از همه و با کمترین جزییات ممکن نقاشی      می شود. اگر کودک تصویر خودش را در نقاشی های خانوادگی نکشد، این امر نشانه عدم احساس راحتی او در خانواده است. جزییات در نقاشی نشانه هوش است و بچه هایی که جزییات را بهتر می کشند، معمولاً باهوش ترند. بچه ای که هر 5 انگشت دست آدم را توی نقاشی هایش ترسیم می کند، بچه باهوشی است. باهوش ها معمولاً با دقت زیادی تمام اعضای بدن را می کشند و فراموش کردن برخی از اجزا شاید فقط از سر بی توجهی شان باشد اما اگر کودکی همیشه یک عضو یا یک چیز مشخص را نکشید، این می تواند معنای خاصی داشته باشد.

 

 

 -        والدین در این بین چه نقشی دارند؟

 

نباید این نکته را نادیده گرفت که در دادن موضوع نقاشی به کودکانمان نیز باید از موضوعات کلی و ملموس استفاده کنیم. مثلا‍ً از آنها بخواهیم یک مزرعه خوشحال، یک محل خطرناک یا یک دنیای تمیز را نقاشی کند. مهم ترین رکن در نقاشی کودک، خوشحالی است. بچه می تواند حتی یک کوسه را خوشحال بکشد. باید اجازه بدهیم بچه ها بدون محدودیت نقاشی بکشند و آموزش هایمان را به بعد از 7 سالگی موکول کنیم. زیرا تا قبل از این سال، بازی و نقاشی آزاد به مراتب بهتر و مفیدتر از هر آموزشی است. از طرفی، کپی کردن از نقاشی دیگران مانع بروز خلاقیت کودکان می شود و تکرار این کار می تواند نشانه ضعف اعتماد به نفس کودک باشد. البته نباید فراموش کرد که اصلاً نیازی نیست بچه ها حتماً خوب نقاشی بکشند یا در آینده یک نقاش ماهر و حرفه ای بشوند زیرا نقاشی برای کودکان صرفاً ابزاری است برای بالا بردن کیفیت رشد روحی، عاطفی و فکری.

 

 

-        آیا میل به نقاشی کشیدن در همه کودکان وجود دارد؟

 

بله، حتی نقاشی نکشیدن یک بچه می تواند نشانه ضعف او در برقراری ارتباط با دیگران یا بی علاقگی او به برقراری ارتباط با دیگران یا بی علاقگی او به برقراری چنین ارتباطی باشد؛ اما کمبود امکانات نقاشی، پافشاری والدین در نقاشی کشیدن کودکان یا بی توجهی آنها به نقاشی کودک و به ویژه تمسخرشان می تواند زمینه های بی انگیزگی بچه ها را فراهم کند. به همین دلیل توصیه    می شود خط خطی های کودکتان را نیز تشویق کنید زیرا این کار به افزایش اعتماد به نفس و شکوفایی خلاقیت آنها منجر می شود. کمترین تشویق بزرگترها معمولاً تعریف و تمجید شفاهی از نقاشی کودکان است و نصب نقاشی آنها به دیوار اتاق نیز می تواند یکی از بزرگترین تشویق ها برای کودکان باشد. اگر  می خواهید انگیزه نقاشی را در بچه هایتان بیشتر کنید، بهتر است خودتان هم با فرزندتان همراه شوید. یک کاغذ بردارید و بدون اینکه به کودک نشان دهید چه می کشید، با حالتی کودکانه سعی کنید در حال نقاشی کردن، حس کنجکاوی او را تحریک کنید و بعد از تمام شدن نقاشی، آن را به خود کودک و سایر اعضای خانواده نشان دهید و پیشاپیش از دیگران بخواهید در برابر نقاشی تان هیجان زده شوند. در عین حال، ساعتی از روزهای تعطیل خودتان را به کار با رنگ و ترکیب آنها با هم ( حتی رنگ های پلاستیک ساختمان ) اختصاص بدهید و از کودک بخواهید در مورد نقاشی هایش برایتان توضیح بدهد و مطمئن باشید با استفاده از این روش ها موجب ارتقای سلامت روان فرزندتان خواهید شد.

 

 

منبع: چگونه نقاشی کودکان را تفسیر کنیم؟ ، پرسشی از دکتر محمد ولی سهامی فوق تخصص روان پزشکی کودکان ،هفته نامه سلامت ، شماره دویست و هفتاد و هشت ، شنبه بیست و شش تیر هشتاد و نه


 
comment نظرات ()